+ - x
 » از همین شاعر
1 بر سرمای درون
2 انتظار
3 پشت دیوار
4 دیگر تنها نیستم
5 شبانه
6 عشق عمومی
7 برخاستن
8 با سماجت یک الماس
9 پیوند
10 راز

 » بیشتر بخوانید...
 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
 زهی عشق زهی عشق که ماراست خدایا
 من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه
 لگد
 گرمابه دهر جان فزا بود
 بباد صبحدم شبنم بنالید
 چهارم
 عشق جانست عشق تو جانتر
 چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در زیرِ تاقِ عرش، بر سفره ی زمین
در نور و در ظلام
در های وهوی و شیونِ دیوانه وارِ باد
در چوبه های دار

در کوه و دشت و سبزه
در لُجِّه های ژرف، تالاب های تار
در تیک و تاکِ ساعت
در دامِ دشمنان
در پرده ها و رنگ ها، ویرانه های شهر
در زوزه ی سگان
در خون و خشم و لذت
در بی غمی و غم
در بوسه و کنار، یا در سیاهچال
در شادی و الم
در بزم و رزم، خنده و ماتم، فراز و شیب
در برکه های خون
در منجلابِ یأس
در چنبرِ فریب
در لاله های سُرخ
در ریگزارِ داغ
در آب و سنگ و سبزه و دریا و دشت و رود
در چشم و در لبانِ زنانِ سیاه موی
در بود
در نبود،

هر جا که گشته است نهان ترس و حرص و رقص
هر جا که مرگ هست
هر جا که رنج می بَرَد انسان ز روز و شب
هر جا که بختِ سرکش فریاد می کشد
هر جا که درد روی کند سوی آدمی
هر جا که زندگی طلبد زنده را به رزم،

بیرون کش از نیام
از زور و ناتوانی خود هر دو ساخته
تیغی دو دَم!

ملهم از «لوک دوکن»
۱۳۲۷


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *