+ - x
 » از همین شاعر
1 رانده
2 بارون
3 تعویذ
4 شعر گمشده
5 خفاش شب
6 از عموهایت
7 برخاستن
8 شبانه
9 تردید
10 میلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد

 » بیشتر بخوانید...
 سری نبود به وحشت ز بزم جستن ما را
 صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
 می رسی نرم تر از نم نم باران کرده
 من اگر مستم اگر هشیارم
 بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
 ادر کاسی و دعنی عن فنونی
 گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان
 مشق دلی از قطره هويداست مگر
 هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
 خودکاوی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در قفلِ در کلیدی چرخید



لرزید بر لبانش لبخندی
چون رقصِ آب بر سقف
از انعکاسِ تابشِ خورشید



در قفلِ در کلیدی چرخید




بیرون
رنگِ خوشِ سپیده دمان
ماننده یِ یکی نتِ گم گشته
می گشت پرسه پرسه زنان روی
سوراخ های نی
دنبالِ خانه اش...



در قفلِ در کلیدی چرخید
رقصید بر لبانش لبخندی
چون رقصِ آب بر سقف
از انعکاسِ تابشِ خورشید



در قفلِ در
کلیدی چرخید.



۱۳۳۱


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *