+ - x
 » از همین شاعر
1 شبانه
2 بودن
3 از اینگونه مردن...
4 بارون
5 دیوارها
6 شعر گمشده
7 ترانه تاریک
8 بهار دیگر
9 سرود مردی که تنها راه می رود
10 غزل آخرین انزوا

 » بیشتر بخوانید...
 تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
 عاشقانه
 سریال انتقام
 گهی پرده سوزی، گهی پرده داری
 دل من دل من دل من بر تو
 ز مهجوران نمی جویی نشانی
 از جهت ره زدن راه درآرد مرا
 هر صبوحی ارغنون ها را برنجان همچنین
 املا قدح البقا ندیمی!
 تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را؟

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

شبانه شعری چگونه توان نوشت
تا هم از قلبِ من سخن بگوید، هم از بازویم؟

شبانه
شعری چنین
چگونه توان نوشت؟




من آن خاکسترِ سردم که در من
شعله ی همه عصیان هاست،

من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفان هاست،

من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمان هاست.

۱۳۳۱


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *