+ - x
 » از همین شاعر
1 به تو بگویم
2 مه
3 شبانه
4 تنها
5 مرغ باران
6 عشق عمومی
7 دیوارها
8 ماهی
9 از مرز انزوا
10 تابستان

 » بیشتر بخوانید...
 عشق تو خواند مرا کز من چه می گذری
 هرکس که به ازدواج پابند شود
 سفر کردم به هر شهری دویدم
 ز بامداد درآورد دلبرم جامی
 شرمید، خنده کرد، سپس گفت: «کودکی؟
 من طربم طرب منم زهره زند نوای من
 چه دیدم خواب شب کامروز مستم
 امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
 دعای مادر
 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

شبانه شعری چگونه توان نوشت
تا هم از قلبِ من سخن بگوید، هم از بازویم؟

شبانه
شعری چنین
چگونه توان نوشت؟




من آن خاکسترِ سردم که در من
شعله ی همه عصیان هاست،

من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفان هاست،

من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمان هاست.

۱۳۳۱


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *