+ - x
 » از همین شاعر
1 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
2 آشوب تخیل
3 طفل یتیم
4 سکوت قرن
5 پیام سبز
6 نرگس دلدار
7 مادر
8 آزادی
9 آیت غرور
10 ستاره (ادبیات کودک)

 » بیشتر بخوانید...
 چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
 همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
 آن به که مرا تمکین نکنی
 بیا مرا بتراش ای تنم بدستانت
 کژزخمه مباش تا توانی
 دریایی
 اگر با تو نبودم
 ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
 طفل یتیم
 پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

عجب شبیست چه خوش ماهتاب میبینم
به سوی کوه به صد اضطراب میبینم

به آسمان نگرم ابرهای پاک و نفیس
بدین زمین همگان را شباب میبینم

به شاخسار درختان سرکشیدة باغ
نوای بلبل و شور عقاب میبینم

ستارة سحری کاش بخت بنده بدی
که بخت خویش به چشمم سراب میبینم

ز هجر و دوری جانان بسی ستم دیدم
که تا کنون ز فسونش عذاب میبینم

مگر تو ای دل غافل مرو به جادة عشق
که ناتوانی تو من به خواب میبینم

غیور باش و صبور و دلیر و باهمت
وگرنه کار تو همچون شراب میبینم

بنوش بادة عرفان و ترک سوداکن
که فتح و نصرت تو با شتاب میبینم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *