+ - x
 » از همین شاعر
1 وداع
2 آرزو
3 آیت غرور
4 بهار
5 باریکه راه سرنوشت
6 توسن سرشت
7 آزادی
8 نرگس دلدار
9 ترا با خویش میبینم
10 بز همسایه ی ما

 » بیشتر بخوانید...
 در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
 فان وفق الله الکریم وصالکم
 در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست
 جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
 رنج دیگر
 قصر بود روح ما نی تل ویرانه ای
 گر از شراب دوشین در سر خمار داری
 فال حباب زن ، بشمر موج آب را
 هوشم ربوده ماه قدح نوشی
 بمیرید، بمیرید، درین عشق بمیرید

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

رود هستی هرکجا در پیچ و تاب دیگریست
هر زمان در زندگانی انقلاب دیگریست

کاروان عمر هردم میرود سوی فنا
لحظه ها چون موجها هریک حباب دیگریست

رقص آتش در حریم عشق برپا میشود
نبض گمراه هوس در اضطراب دیگریست

موج دریای خیالم نیست نیرنگ سکوت
ساحل اندیشة او را حجاب دیگریست

نوبهار آرزو در دام آشوب خزان
سخت پیچید و کنون اندر شتاب دیگریست

کلبة گردون به من هرچند تاریک است لیک
نور دل از فیض عشق آفتاب دیگریست

ناله در ساز محبت کرد ایجاد جنون
ناز او نازم که هر نازش کتاب دیگریست

بزم آغوش حیاتم هست تاریک ای دریغ
ماه من هردم نهان زیر سحاب دیگریست

اوج غوغایم به شهر آوازة مستی نمود
اشک ماخون گشت و او پا دررکاب دیگریست

قبلة آمال شد آواره در دشت جنون
این تبسم بهر اندوهش نقاب دیگریست


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

قاسم درویش:

بسيا عالي




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *