+ - x
 » از همین شاعر
1 اندرز
2 فردای دیروزین
3 گلدان
4 بهار
5 شهپر خاکستر
6 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
7 رقص آتش
8 باریکه راه سرنوشت
9 تبعیدگاه
10 آزادی

 » بیشتر بخوانید...
 از این پستی به سوی آسمان شو
 فنا ممات، تمام بقا حيات مدام است
 من نمی گويم به عالم روزگار از من نشد
 صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد
 هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن
 دل آن باشد که آرامی ندارد
 بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
 خواب
 چشمه ای خواهم که از وی جمله را افزایش است
 مدت وزارت در کابینۀ کرزی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سوز عاشق می نخیزد از خروش بلهوس
نیست نسبت اوج عنقا را به پرواز مگس

پیش شیخ ومحتسب نتوان سخن گفتن ز دیر
پیله ور خندد گرش بخشش کنی برگ عدس

فتنه آغازی ز دونان کسب خلقت میکند
شعله اول سرکشد از اجتماع خار و خس

ساز ما در تنگنای دهر حصر ماتم است
از چکاوک نغمه کی خیزد چو افتد در قفس

میکشد حفظ رموز عشق دل را سوی یار
لنگ پابوس زمین گردد چو بشکستش چگس

زخمه ناخن میشگافد در خطرگاه شتاب
لغزش اندیشه سهل آید در اقلیم هوس

غافلان تد بیر رویایی نسازد کارها
کاروان تاراج دزدان گشت و خوابیده عسس

دست دل گیرید و سوی هودج معنی کشید
هر زمان از عالم لاهوت آید این جرس

چون که دل آیینه دار مجمر عرفان شود
خامة ما از صریر خویش میگیرد نفس

اتحاد انشای مضمون سعادت میکند
و اعتصم را شاهد این نکته پایان است و بس


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *