+ - x
 » از همین شاعر
1 خشم
2 توسن سرشت
3 رباعیات
4 شهپر خاکستر
5 امید محال
6 پیام سبز
7 کیستم من
8 ستاره (ادبیات کودک)
9 بانگ آشنایی
10 اندر ستایش خدا

 » بیشتر بخوانید...
 بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
 نفس آشفته می دارد چوگل جمعیت ما را
 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
 روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
 آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
 هان کوزه گرا بپای اگر هشیاری
 شعر گمشده
 الهی پاره ای تمکین رم وحشی نگاهان را
 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
 چکامه های آزادی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

امید بوسة باران درین دمن باقیست

نگاه الفت دل سوی انجمن باقیست

سپیده میدمد از رویش طلایة نور

دریغ پویش صد صخرة كهن باقیست

دو باره پیكر شب میخزد به دامن صبح

ستاره میرود و شام تارمن باقیست

نه بانگ صاعقه لغزید و نی تلاطم موج

به شط خاطر ما زورق حزن باقیست

دو دوره گرد شب و روز آمدند و شدند

مگر كسادی بازار نسترن باقیست

به شهر خامش من نیست شوردیروزین

به هركجا گذری چاك پیرهن باقیست

هنوز دست هوسباره های كولی باد

به روی پیكر خشكیدة چمن باقیست

درین كویر وهمزا زتشنه كامیها

بمرده ایم به هر معنی و كفن باقیست

گم است آینه شاید زقاصدان بهار

وگرنه فصل شتابست وپر زدن باقیست

هزار نغمه سرودیم و شعر تر اما

هنوز برلب م گرمی سخن باقیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *