+ - x
 » از همین شاعر
1 نیایش
2 رباعیات
3 فردای دیروزین
4 نور امید
5 تصویر آرزوها
6 توسن سرشت
7 آرزو
8 دمی با حافظ
9 وداع
10 بوزینه و انسان

 » بیشتر بخوانید...
 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 این عقل که در ره سعادت پوید
 سر فرو کن به سحر کز سر بازار نظر
 از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی
 سرود مردی که تنها راه می رود
 آن خواجه خوش لقا چه دارد
 تو نقشی نقش بندان را چه دانی
 ای غافل از رنج هوس آیینه پردازی چرا
 آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
 شاها بکش قطار که شهوار می کشی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

درمیان درس وزن و قافیه
درسربحث ( سبب) یا ( فاصله)(1)

دختری گلگون رخ سیمین بدن
شوخ طبع و دلربا، شیرین سخن

كاو دلش ازسرخوشی سرشاربود
نازنین، شورآفرین، عیار بود

گفت : ای فن ادب را اوستاد
هیچكس داد سخن چون تو نداد

چیست شعر و معنی و تفسیر او
محتوی و منبع و تعبیر او

گفتمش هركس به قدر فهم خویش
داده تعریفی گهی كم گاه بیش

منطقی گوید كه شعر احساسهاست
نكته های خالی از وسواسهاست

شعرفریاد صداقتبار ماست
انعكاس رشتة افكار ماست

فلسفی گوید كه شعر إغما بود
باز تاب عالم بالا بود

راز نا پیداكران بحرو بر
هست پیوند طبیعت با بشر

مذهبی گوید (كلام كاذبون)
چون یقولون بما لایفعلون(2)

لیك ادبدان پرزمعنی خواندش
گفتة موزون مقفی داندش

منبعش الهام و مقصود آگهی
از فراز و از نشیب زنده گی

◘ ◘ ◘

چون شنید این مبحث و غوغای شعر
این همه تعریف و مافیهای شعر

گوهر دندان به برق خنده سفت
دست برزلفان زد و با نازگفت

این بزرگان جمله بی ره رفته اند
درهیاهوی جدل گم گشته اند

آنچه من میدانم از تعریف شعر
نیست توصیفی به جز ازبهرمهر

شعر تصویریست از بوس و كنار
باده خوردن بیدریغ از دست یار

تاسحر درخلوت مستی شدن
بیخبر از عالم هستی شدن

همچو پیچكها به هم آمیختن
هرگناه خفته را انگیختن

بعد ازان رقص و سرود خوشنوا
باورت گر نیست پس با من بیا

----------------------

(1) سبب، وتد و فاصله از اصطلاحات عروضیان است .
(2) اشاره به آیة 226، سورة شعراء .


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *