+ - x
 » از همین شاعر
1 ستاره (ادبیات کودک)
2 بوزینه و انسان
3 خشم
4 بهار
5 نرگس دلدار
6 تصویر آرزوها
7 رقص آتش
8 کیستم من
9 سکوت قرن
10 مادر

 » بیشتر بخوانید...
 قبله امروز جز شهنشه نیست
 وقتی خوشست ما را لابد نبید باید
 رنگ امید
 پیام
 ساختم قانع دل از عافیت بیگانه را
 تا شدستی امیر چوگانی
 جنگل
 بانگ زدم من که دل مست کجا می رود
 معنی طاهاست صورت بای بسم الله را
 صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

فرا سوی دیار درد كآنجا

كاجهای غصه ها همواره میرویند

و میلاد شقایقهای باور را

به رگبار سرود تلخ نفرین جشن میگیرند

نهیب اهرمن جاریست

در گهوارهء لالایی رویای نافرجام

كه پولادین تبار رفته درتبعید را

بر ( باغهای سرخ و سبز ) خویشتن

هرلحظه میخواند

و آن سو . . .

در پس دیوار های ساكت نیرنگ

تمام نسلهای زیر چتر زنگارین هر پندار

به پیرامون گور خویشتن

خمیازه میكارند

و من با ده خزان اندوه

زان تبعیدگاه دور با این شعر می آیم :

( بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم )

( فلك را سقف بشگافیم و طرح نو در اندازیم )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *