+ - x
 » از همین شاعر
1 رنگه هویت خود باخته اند
2 پس از سکوت بلند
3 رقص آتش
4 وداع
5 پندار
6 آشوب تخیل
7 شهر خوابیده
8 بهار
9 نخل امید
10 رباعیات

 » بیشتر بخوانید...
 ولی اینگونه نی
 ای خدا این وصل را هجران مکن
 زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
 بگردان ساقی مه روی جام
 اين شيوه از کجاست که ای من فدای تو
 کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود
 بسمل ناز
 ز رویت دسته ی گل می توان کرد
 گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
 دریاب که از روح جدا خواهی رفت

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

فرا سوی دیار درد كآنجا

كاجهای غصه ها همواره میرویند

و میلاد شقایقهای باور را

به رگبار سرود تلخ نفرین جشن میگیرند

نهیب اهرمن جاریست

در گهوارهء لالایی رویای نافرجام

كه پولادین تبار رفته درتبعید را

بر ( باغهای سرخ و سبز ) خویشتن

هرلحظه میخواند

و آن سو . . .

در پس دیوار های ساكت نیرنگ

تمام نسلهای زیر چتر زنگارین هر پندار

به پیرامون گور خویشتن

خمیازه میكارند

و من با ده خزان اندوه

زان تبعیدگاه دور با این شعر می آیم :

( بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم )

( فلك را سقف بشگافیم و طرح نو در اندازیم )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *