+ - x
 » از همین شاعر
1 اندرز
2 خروش خفته
3 باریکه راه سرنوشت
4 کیستم من
5 تعریف شعر
6 ستاره (ادبیات کودک)
7 توسن سرشت
8 نور امید
9 رباعیات
10 نخل امید

 » بیشتر بخوانید...
 صدف
 هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
 خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
 کل عقل بوصلکم مدهش
 خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
 همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره ای
 از حلاوت ها که هست از خشم و از دشنام او
 گفت مرا آن طبیب رو ترشی خورده ای

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ستاره جان ستاره جان چشمك زنان ستاره جان

هرشب به ما قصه میگه از آسمان ستاره جان
◘ ◘ ◘

گلاب و نیلوفر رفیق سوسن و نسرین میشن

نسترن و بنفشه هم خواهر یاسمین میشن

شب كه میشه هرهفت شان از گل بته پایین میشن

میرن ده آسمان بالا ستارة پروین میشن

◘ ◘ ◘

ستاره جان ستاره جان چشمك زنان ستاره جان

هرشب به ما قصه میگه از آسمان ستاره جان
◘ ◘ ◘

ستارة ترازو ره شب پركها دوست میدارن

ستارة چوپانه هم بره گك ها دوست میدارن

ستاره های بًلبًلی دوست و رفیق بچه هاست

ستارة پروینه هم دخترك ها دوست میدارن

◘ ◘ ◘

ستاره جان ستاره جان چشمك زنان ستاره جان
هرشب به ما قصه میگه از آسمان ستاره جان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *