+ - x
 » از همین شاعر
1 طفل یتیم
2 ترا در خویش می بینم
3 شهپر خاکستر
4 آرزو
5 اندر ستایش خدا
6 تبعیدگاه
7 آیت غرور
8 رنگه هویت خود باخته اند
9 بهار
10 کیستم من

 » بیشتر بخوانید...
 چه پرسی از نماز عاشقانه
 بیا ای هموطن از هم شویم ما
 انتخاب
 همه جانم ز سراغش بلبم آمده جان
 اشارتی
 با گیج ها در توکیو
 تلاوت اشک
 ای رخ خندان تو مایه صد گلستان
 پیشتر آ روی تو جز نور نیست
 سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یارب كرمی كه رنج پیوسته شده
درهای امید بر رخم بسته شده
با یاد وطن درین دیار غربت
دل ریش و روان پریش و تن خسه شده
◘ ◘ ◘
از طاق فلك چو رعد و رگبار چكید
برغزنه و غور وبلخ و تخار چكید
آنگاه دو مصرع اشك از دفتر یأس
بربوسه گة بتان فرخار چكید

◘ ◘ ◘
افسوس كه درباغ سپیدار نماند
انگور به تاك و گل به گلزار نماند
تا رفت عروس نوبهاران به سفر
یك شاخة ارغوان به كهسار نماند

◘ ◘ ◘
عمری به سرم چه سخت و دشوار گذشت
با یاد وطن فكر وطندار گذشت
فریاد وطن وطن كه كردم همه جا
از ورسج و تالقان وفرخار گذشت

◘ ◘ ◘
از سنگ شكاف تا به سنگ آتش
سرها همه پرغرور و دلها بیغش
باشد سر توپخانه روی شَغَرك
پروازگة عقابهای سركش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *