+ - x
 » از همین شاعر
1 دمی با حافظ
2 ترا در خویش می بینم
3 ای زادگاه من
4 آزادی
5 گلدان
6 امید محال
7 سکوت قرن
8 آرزو
9 تحفه ی عید
10 توسن سرشت

 » بیشتر بخوانید...
 تا بیکران خالی
 صوفی چرا هشیار شد، ساقی چرا بی کار شد
 کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
 از تن چو برفت جان پاک من و تو
 مسلم آمد یار مرا دل افروزی
 خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی
 صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی
 شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
 هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
 سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مادركه جلال كبریایی دارد
با جلوة او چهره نمایی دارد

یعنی زپی اله رحمان و رحیم
برگردن ما حق خدایی دارد

◘ ◘ ◘

ای مادر اگرقدرتو نشناختمی
پاك هردوجهان خویشتن باختمی

گرسجده روا بدی به پای مادر
هردم به عبادت تو پرداختمی

◘ ◘ ◘

گردون نتوان گرفت جای مادر
فردوس برین به زیرپای مادر

خورشید و مه و ستاره و چرخ فلك
هرلحظه كنند اقتدای مادر

◘ ◘ ◘

سلطان و وزیرو شاه و افسربودن
یا مالك صد خزینه ی زر بودن

حقا كه نیرزد به پشیزی هرگز
یك لحظه بدون مهر مادربودن

◘ ◘ ◘

ازمرد اگر خدا پیمبر سازد
بنگر كه ززن جناب مادرسازد
اندیشه به زیرپا نهد كرسی عرش
تا بوسه به خاك پای مادرسازد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *