+ - x
 » از همین شاعر
1 خروش خفته
2 خشم
3 گلدان
4 باریکه راه سرنوشت
5 کیستم من
6 بز همسایه ی ما
7 هودج معنی
8 تعریف شعر
9 آزادی
10 تبعیدگاه

 » بیشتر بخوانید...
 خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
 صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
 ای دل غم این جهان فرسوده مخور
 می خواهمت سرود بت بذله گوی من
 رضیت بما قسم الله لی
 حسن شرم آیینه داند روی تابان ترا
 موج زن هر طرف دريای حسن يار ماست
 بارها گفته ام و بار دگر می گویم
 مسافرازسفردلسرد می آید
 مرا از منطق آید بوی خامی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مادركه جلال كبریایی دارد
با جلوة او چهره نمایی دارد

یعنی زپی اله رحمان و رحیم
برگردن ما حق خدایی دارد

◘ ◘ ◘

ای مادر اگرقدرتو نشناختمی
پاك هردوجهان خویشتن باختمی

گرسجده روا بدی به پای مادر
هردم به عبادت تو پرداختمی

◘ ◘ ◘

گردون نتوان گرفت جای مادر
فردوس برین به زیرپای مادر

خورشید و مه و ستاره و چرخ فلك
هرلحظه كنند اقتدای مادر

◘ ◘ ◘

سلطان و وزیرو شاه و افسربودن
یا مالك صد خزینه ی زر بودن

حقا كه نیرزد به پشیزی هرگز
یك لحظه بدون مهر مادربودن

◘ ◘ ◘

ازمرد اگر خدا پیمبر سازد
بنگر كه ززن جناب مادرسازد
اندیشه به زیرپا نهد كرسی عرش
تا بوسه به خاك پای مادرسازد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *