+ - x
 » از همین شاعر
1 گلدان
2 بز همسایه ی ما
3 پیام سبز
4 رقص آتش
5 شهر خوابیده
6 نور امید
7 کیستم من
8 طفل یتیم
9 کویر
10 سکوت قرن

 » بیشتر بخوانید...
 چهارم
 اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
 بر شکرت جمع مگس ها چراست
 گریه ی انگور ها در جام ها
 گل شب بو زنم در گیسوانم
 پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
 ما ز یاران چشم یاری داشتیم
 بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
 باز دنیای مرا نالید و رفت
 نور امید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سرشكم رشته پرداز تو درجوش چكیدنها
خیال آیینه افشان تو درپیچ خمیدنها

چه دارد دربغل تمكین عرض جلوه ات یارب
كه تاگل میكند حیرت خرامد از رسیدنها

به افسون تعلق رفت تحقیق نیاز از كف
كه موج حلقة زنجیربند آرد دویدنها

زبس سودای امكان نقش بربال هوس دارد
جنون خمیازه میكارد به هامون رسیدنها

جبین سجده نسیانم عرقپردازخجلتهاست
كه ازبارتغافل پیشه كم دارد شنیدنها

طرب آهنگی عصیان خطردر آستین دارد
نسیم رحمتی، نورامیدی زان وزیدنها

به دامان قضا دست قدر مشكن كلاهم را
كه پاس آبروی رفته كی دارد ندیدنها

حضور التفاتی ناز اقبال پریشان را
كه دارد عنكبوت دهر برگٍردم تنیدنها

فسبحن الذی أقرب لنا من نفسنا دوماً
فإغفر ربنا و ارحم بحق اللیل یغشها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *