+ - x
 » از همین شاعر
1 تعریف شعر
2 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
3 کیستم من
4 پیام سبز
5 آیت غرور
6 بوزینه و انسان
7 امید محال
8 شهپر خاکستر
9 رباعیات
10 سکوت قرن

 » بیشتر بخوانید...
 دیوانه تا نمُرد ازت چشم بر نداشت
 میخانه
 صبح ازل شب ابد نيست بجز دو شهپرم
 ساقیا آمدن عید مبارک بادت
 آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
 لا یغرنک سد هوس عن رایی
 آواز داد اختر بس روشنست امشب
 چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا
 آمدم باز تا چنان گردم
 تنی داری بسان خرمن گل

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سرشكم رشته پرداز تو درجوش چكیدنها
خیال آیینه افشان تو درپیچ خمیدنها

چه دارد دربغل تمكین عرض جلوه ات یارب
كه تاگل میكند حیرت خرامد از رسیدنها

به افسون تعلق رفت تحقیق نیاز از كف
كه موج حلقة زنجیربند آرد دویدنها

زبس سودای امكان نقش بربال هوس دارد
جنون خمیازه میكارد به هامون رسیدنها

جبین سجده نسیانم عرقپردازخجلتهاست
كه ازبارتغافل پیشه كم دارد شنیدنها

طرب آهنگی عصیان خطردر آستین دارد
نسیم رحمتی، نورامیدی زان وزیدنها

به دامان قضا دست قدر مشكن كلاهم را
كه پاس آبروی رفته كی دارد ندیدنها

حضور التفاتی ناز اقبال پریشان را
كه دارد عنكبوت دهر برگٍردم تنیدنها

فسبحن الذی أقرب لنا من نفسنا دوماً
فإغفر ربنا و ارحم بحق اللیل یغشها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *