+ - x
 » از همین شاعر
1 نرگس دلدار
2 خمخانه ی عشرت
3 کیستم من
4 آرزو
5 ای زادگاه من
6 ترا در خویش می بینم
7 مادر
8 رباعیات
9 ترا با خویش میبینم
10 پندار

 » بیشتر بخوانید...
 زنخدانش مکیدم تا به پستان
 خواهش
 معنای تجدد
 چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
 سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
 نوش کن جام شراب یک منی
 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
 هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
 شبانه
 ما در جهان موافقت کس نمی کنیم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سرشكم رشته پرداز تو درجوش چكیدنها
خیال آیینه افشان تو درپیچ خمیدنها

چه دارد دربغل تمكین عرض جلوه ات یارب
كه تاگل میكند حیرت خرامد از رسیدنها

به افسون تعلق رفت تحقیق نیاز از كف
كه موج حلقة زنجیربند آرد دویدنها

زبس سودای امكان نقش بربال هوس دارد
جنون خمیازه میكارد به هامون رسیدنها

جبین سجده نسیانم عرقپردازخجلتهاست
كه ازبارتغافل پیشه كم دارد شنیدنها

طرب آهنگی عصیان خطردر آستین دارد
نسیم رحمتی، نورامیدی زان وزیدنها

به دامان قضا دست قدر مشكن كلاهم را
كه پاس آبروی رفته كی دارد ندیدنها

حضور التفاتی ناز اقبال پریشان را
كه دارد عنكبوت دهر برگٍردم تنیدنها

فسبحن الذی أقرب لنا من نفسنا دوماً
فإغفر ربنا و ارحم بحق اللیل یغشها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *