+ - x
 » از همین شاعر
1 آزادی
2 دمی با حافظ
3 تعریف شعر
4 آشوب تخیل
5 تحفه ی عید
6 ستاره (ادبیات کودک)
7 پندار
8 خمخانه ی عشرت
9 پاییز
10 وداع

 » بیشتر بخوانید...
 قهرمانان
 جز آستان توام در جهان پناهی نیست
 ما قحطیان تشنه و بسیارخواره ایم
 میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
 یک قطره آب بود با دریا شد
 ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
 هرکه آمد سیر یأسی زین گلستان کرد و رفت
 سبک بنواز ای مطرب ربایی
 سی و هشتم
 کژزخمه مباش تا توانی

۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۵

به نام سخن پرور باهنر
جهاندار نیکوفر نامور

خداوند دستور و نام و زبان
فر افزای آیین دانشوران

خدایی که سوگند برخامه کرد
به خواندن بفرمود و هم نامه کرد

ازو یافت اندیشه پیدایشش
خرد پویه گاری روان پایشش

نوازشگرو دادگر، رهنمای
توانبخش و یکتای دانش فزای

خدایی که درخرگة آسمان
زمین آفرید و مه و کهکشان

به بالای ایوان، نگارین سپهر
به گیتی برینش درخشنده مهر

کنار رة شیری کهکشان
هزاران اَبَر اختر آتش فشان

خدایی که آراست گردون پیر
به بهرام و ناهید و کیوان و تیر

همه بیم و امید از آن اوی
روان و تن ما به فرمان اوی

شود خون خامه اگر آب رود
به پایان نیاید نوشتش درود

سپاس و ستایش ورا درخور است
که او خسرو و یاور و داور است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *