+ - x
 » از همین شاعر
1 نور امید
2 رنگه هویت خود باخته اند
3 آزادی
4 مادر
5 توسن سرشت
6 پس از سکوت بلند
7 تبعیدگاه
8 رقص آتش
9 هودج معنی
10 بوزینه و انسان

 » بیشتر بخوانید...
 قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
 سرود ابراهیم در آتش
 زهره من بر فلک شکل دگر می رود
 دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
 خلعت ناز تجرد خانه زادان عدم را
 غزل ز پردۀ گل ميتوان رساله ء بلبل
 این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
 هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین

۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۵

به نام سخن پرور باهنر
جهاندار نیکوفر نامور

خداوند دستور و نام و زبان
فر افزای آیین دانشوران

خدایی که سوگند برخامه کرد
به خواندن بفرمود و هم نامه کرد

ازو یافت اندیشه پیدایشش
خرد پویه گاری روان پایشش

نوازشگرو دادگر، رهنمای
توانبخش و یکتای دانش فزای

خدایی که درخرگة آسمان
زمین آفرید و مه و کهکشان

به بالای ایوان، نگارین سپهر
به گیتی برینش درخشنده مهر

کنار رة شیری کهکشان
هزاران اَبَر اختر آتش فشان

خدایی که آراست گردون پیر
به بهرام و ناهید و کیوان و تیر

همه بیم و امید از آن اوی
روان و تن ما به فرمان اوی

شود خون خامه اگر آب رود
به پایان نیاید نوشتش درود

سپاس و ستایش ورا درخور است
که او خسرو و یاور و داور است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *