+ - x
 » از همین شاعر
1 او با ما، با ماست
2 قومندان با خدا نالیده می گفت
3 بار دیگر در برت با دل کشالی آمدم
4 کرزیا! چشم ترا صدقه که گریان می کند
5 کاندید شو! کاندید شو! آدم حسابت می کنم
6 کُله از سر فرو افتد به وقت دست و پا بوسی
7 عمر مارا سرعت نور است و روز و شاممان
8 لحظه یی که زندگی در فکر نان آلوده شد
9 ضعیف نیستیم
10 معجزه نیست جان من! شعبده بازی میکند

 » بیشتر بخوانید...
  ضرب تیشه بشکن بیستون را
 ای قاصر از ادای صفاتت زبان ما
 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
 بود سرگشتگيهايم نشان رهبريهايش
 ربود عقل و دلم را جمال آن عربی
 من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی
 ای دوش ز دست ما رهیده
 دل که تصویر تو را ثانیه یی یاد آورد
 طفل یتیم
 ای ديده خورشيد يقين ميتابد از جای دگر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

با الهام از علامه اقبال لاهوری
« چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم! جان من و جان شما »


چون چراغ پنبه سوزم من درین شام شما
ای جوانان عجم! گردیده ام خام شما

پنبه فرمودید تار جمله خلق الله را
سر نمی آرم در از این دور و ایام شما

پیشرفت حاصل نفرمودید و مُد لیکن، بلی!
علم باید قطره قطره ریخت در کام شما

غوطه ها زد در خیال خودکشی اندیشه ام
لنگ و لاشش کرده این کوتاهی بام شما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *