+ - x
 » از همین شاعر
1 سال نو سال خوشی، سال صفاست
2 لحظه یی که زندگی در فکر نان آلوده شد
3 ای ساقی خوش اندام جام وفا بیاور
4 عمر مارا سرعت نور است و روز و شاممان
5 هنربند
6 شب تاریک و برقها خاموش روشنی دیده چشم کور خودم
7 ای جوانان عجم
8 بشوران کله را هی! هی! شهید پیسه دار آید
9 کُله از سر فرو افتد به وقت دست و پا بوسی
10 اهل خورد و برد شو ورنه ترورت می کنند

 » بیشتر بخوانید...
 ای ظریف جهان سلام علیک
 از این تنگین قفص جانا پریدی
 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
 ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود
 در باد چون سنگ
 عاشقم از عاشقان نگریختم
 تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری
 یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
 بازگشت
 چرا نه در پی عزم دیار خود باشم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یک عُمر، گپ مفت ز هر شحنه خریدیم
گفتند و شنیدیم ولی بهره ندیدیم

رفتیم پی هرکه به یکباره علم شد
نا دیده شط و آب ز پا موزه کشیدیم

هر آنکه نپرسید و چو ما گشت، ز ما شد
وآنکس که بپرسید از او صله بریدم

دیوانه نبودیم، ز هوشیاری بسیار
با خویش جفا کرده و بیگانه گزیدیم

کورانه سپردیم سر و تیشه به جلاد
از چاله جهیدن چه، که در چاه خزیدیم


بستیم خرد را چو به دروازه اسطبل
هرگونه که همسایه صلاح دید، چریدیم


اول سرطان 1390


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *