+ - x
 » از همین شاعر
1 از بوی گلهای قالی
2  چهار رباعی
3 از قند هم گذشته نبات و عسل شدی
4 با گیج ها در توکیو
5 سر بزن
6 همسایه
7 گهواره
8 دوستت میدارم ای زخم زرد!
9 جرقه ها
10 می وزد باد

 » بیشتر بخوانید...
 ما زاده کعبه ی بهاریم
 من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
 واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
 گم شدن در گم شدن دین منست
 سطر یقین به حک داد تکرار بی حد ما
 خواب
 پرکرده جرو لایتجزاکتاب ما
 یک شب
 خواب رندانه
 گر یار لطیف و باوفایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من آواز ماهی ای را می شنوم که در چشم هایت برای اقیانوسی درد می کشد
و من اقیانوسی را دیده ام که برای چشم های تو
به قطره ای رشک برده است

چادر سرخ در سرت نگاه کردی
و غلغله ها به نجوا بدل می شدند در میان جمعیت
با چشم هایی که سرخی هایشان را دارم و دیگر جواهرات نمی خواهم


ای که هوا را برای تو پاک می بلعم
ای که آب ها را به سمت گل های زرد می گردانی
دهانم بوی نام های زیادی دارد
نرگس
مرسل
و…
نام های بی شمار تو که شبها گرفته ام
و از آغوشم زنان زیادی به اجبار کوچیده اند
اما عطر توست که با من می زیید هنوز
عطر توست که پراکنده می شود از گریبانم
وقتی تکان میخورم در گریه ها و خنده ها

دهانم را هرکه بوسیده است از قدمت نام تو حیرت کرده است
و زنان زیاد را آنچه رد می کند
عطری است با رفتار ملایم که در آغوشم سکنا گزیده است

تخت و تاج نمی خواهم با گنجینه های گرانبها
تخت خوابی میخواهم که شبانه ببخشی الماس از چشم هایت
تختی میخواهم که هر صبح آفتاب
شانه های برهنه ات را بیابد در دستان من
انگشت های جاندارت را ببیند روی پوست من

باغی نمی خواهم که هدیه ام دهند
دهان سرخ ترا میخواهم
که زیبا ترین گل سرزمین من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *