+ - x
 » از همین شاعر
1 كنار آمده ام با تمام غم هایم
2 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
3 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا
4 كجاست عمر، صعود سریع اعداد است
5 كه سرنوشت حنا داشت خون من به كف ات
6 فرقی نمانده روز غم و شام عید را
7 ای پرتگاه دور از دسترس من!
8 به خیابان نگاه میكنم
9 در جاده ها رها كن حالا مسافرت را
10 هیچ چوچه سگی چرا با كفشهای من شوخی نمی كند

 » بیشتر بخوانید...
 یا ملک المبعث والمحشر
 ياد دورانی که از يادی دلم بيتاب بود
 در این رقص و در این های و در این هو
 می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
 یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
 دمی با حافظ
 ای که تو از عالم ما می روی
 ای دشمن روزه و نمازم
 لعل لبش داد کنون مر مرا
 رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شاید بهترین شعرها را قورباقه ها خوانده باشند
سالهاست سینمای چشمهایت تعطیل اند
آفتابی نمیشود « كادر » هیچ جنازة عروسكی در
هیچ معلوم است چه مر گمان است
كابوسها خوابهای خاور را تصرف كرده اند
و ما فقط بر چشمهای بی پرده ی «زوم» کرده ایم
كه چه؟
تنها چشمهای تو آزادی نسبی دارند
تنها قورباقه هاست
كه ادعای ملكیت آب و خاك می كنند
دلت مرده ییست كه از چندین مرداد
عبورش داده ام
آیا مرگ می تواند در نوك میخی فرو برود
كه تو بر چشمهای من كوفتهای؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *