+ - x
 » از همین شاعر
1 بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند (پیر هرات)
2 ای مشک سوده گیسوی آن سیمگون تنی ؟
3 آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
4 خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی
5 بنگر آن ماه روی باده فروش
6 همچو نی می نالم از سودای دل
7 لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
8 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن
9 نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
10 نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم

 » بیشتر بخوانید...
 بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
 چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
 نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
 تو آن ماهی که در گردون نگنجی
 مرا با مصحف روی تو سوگند
 بلبل نگر که جانب گلزار می رود
 بدرود
 ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می شد
 الا هات حمرا کالعندم
 دل بی قرار را گو که چو مستقر نداری

۴.۹
امتیاز: ۴.۹ | مجموع آراء: ۲۳

همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سید ضمــــیر "هاشی":

عــــــــــــــــــــــــــــالی است
واقعا که رهی عالی سروده.




محمد رحمتی:

واقعا زیباست.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *