+ - x
 » از همین شاعر
1 تمام كوچه ها
2 به قدری از تو بیزارم كه این دیوار و در از من
3 لبِ تنهایی ات بنشین خیابان را تماشا كن
4 گنجشك های هر درختی مرده در جیبم
5 گاهی بر جنازۀ دختر جوانی می گریم
6 باز می بیند لبانم خالی از سیگار نیست
7 به خیابان نگاه میكنم
8 غمت بهانۀ خوبی برای خودكُشی است
9 تو صبحهای بهاری پرنده گان تو ام
10 خواب پریشان و زکام و کابوس و غم عشق و نان و از این قبیل

 » بیشتر بخوانید...
 مرا چون تا قیامت یار اینست
 اول
 ای روز مبارک و خجسته
 پریر آن چهرۀ یارم چه خوش بود
 روز ما را دیگران را شب شده
 آمده ام به عذر تو ای طرب و قرار جان
 بخش هشتم
 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
 با این همه مهر و مهربانی
 می دمد صبح و کله بست سحاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شنا كن مسیر رودی را كه از چشم های كوه شروع شد
دیگر در هیچ متنی « بابا آب نمی دهد »
« عباس! »
بوتۀ گندم را با قدت اندازه نگیر
مبادا از حالا حافظه ات
مور و ملخ بزند
به تنهایی ام اندازۀ تمام تكیه خانه ها واویلا دارم
گریه هایت را بگذار من بكنم
دكمۀ كوچك من!
زیاد به زنده گی نچسپ
با چاقو می كَند ات
در كنار درختی از تو عكس می گیرم
در كنار تو از درختی عكس می گیرم
كه همیشه درخت است
و تو...
می توانی پاشیده شوی
مثل فعلی كه در دهان نمی دانمی بند مانده است
از حالا وحشت را مثل مشق شب
تمرین كن
تا بتوانی این سطرهای مزخرف را یك روز
فقط به نفع خودت تغییر بدهی
آفرین!
آفرین!
آفرین!
آخ!
نه!
نه!
نه!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *