+ - x
 » از همین شاعر
1 تمام كوچه ها
2 این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل
3 تو صبحهای بهاری پرنده گان تو ام
4 ماست مالی شده مفهوم تو مریم دیگر!
5 استاده باش روی گپت از اول نگو
6 گنجشك های هر درختی مرده در جیبم
7 آتشی بر هستی تریاك و تنباكو بكش
8 در جاده ها رها كن حالا مسافرت را
9 لبِ تنهایی ات بنشین خیابان را تماشا كن
10 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا

 » بیشتر بخوانید...
 بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
 ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده ای
 جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو
 انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر
 چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
 نور امید
 تکدرخت شرقی
 دوش چه خورده ای بگو ای بت همچو شکرم
 گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم
 ای قاصر از ادای صفاتت زبان ما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در من گورستان عزازده ییست
كه همدیگر شان را در آغوش میكشند
تا كی مرده در دهان،
بر طنز خاكستری شقیقه هایت بخندم رفیق؟
چرا نمی بینی
دارند سایه ام را با خورشید میزنند
و پشت صمیمیت شان كاردی را به اندازۀ دستم پنهان كرده اند



نگاه! چشمهای تو
نه دریاست نه آهوست نه دشت است نه مروارید نه آسمان
نه! نه! نه!
چشم های تو فقط چشم اند
نه تو سنگی و نه من!
اگر سنگی را دور بیندازند چیزهایی می شكنند
اگر من و تو را هیچ چیزهایی نمی شود
من نه شیشۀ مسجدی را
نه زنگ كلیسایی را به صدا در آورده ام
و نه بر كاریكاتور مرده یی خندیده ام



فقط این دلتنگی بزرگ
به چهره ی بودایی
مرا در دشت های كوچك شادیان میكَشد



من فقط سگرتیی هستم كه سالها پیش
از جغرافیای وحدت الوجود سگی
به هم چهره گی تو تبعید شده است.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *