+ - x
 » از همین شاعر
1 می خواستم كه زنده بمانم وطن نبود
2 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
3 كه سرنوشت حنا داشت خون من به كف ات
4 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
5 زمین به قبرستان منتهی می شود
6 خواب پریشان و زکام و کابوس و غم عشق و نان و از این قبیل
7 دوباره خسته خسته است و سوی كار می رود
8 گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما
9 ببین چه سرخ چه سبز و سیاه كشته شدیم
10 به خیابان نگاه میكنم

 » بیشتر بخوانید...
 خدایا وقت آن درویش خوش باد
 مرغان که کنون از قفص خویش جدایید
 دل دل دل تو دل مرا مرنجان
 دلهای گریخته
 یا ساقیةالمدام هاتی
 ترش ترش بنشستی بهانه دربستی
 از مرز انزوا
 بی تو یک شب دختر رویا شدم
 هر ذره يک جهان بخدايی بود وکيل

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تمام كوچه ها
به سوی تو فرار كرده اند
تو در كجای جهان پنهان شده ای
كوه ها
چشمه ها
درختان
با چهره های خاك خورده
جای گام های تو اند
هیچ انگشتی ترا به من نشان نمی دهد
لباس ها
كفش ها
چشم ها
و حتا شعرهایم
به سوی تو گریخته اند
در كدام گور ترا نقب بزنم
با كدام زندگی بمیرم
كه برگردی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *