+ - x
 » از همین شاعر
1 گرگی بیرون می آید از غار
2 تلخ افتاد
3 ماهی ها در ماهی تابه مستی میكنند
4 در نیمه شب تعطیلی ام
5 ای پرتگاه دور از دسترس من!
6 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
7 سرنوشت هرچه سگ دیدم به من سر می خورد
8 در نان من چه ریخته بودی نمك حرام!
9 گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما
10 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی

 » بیشتر بخوانید...
 تمام روز، تمام شب
 ساقیا باده چون نار بیار
 از اول امروز حریفان خرابات
 ضعیف نیستیم
 وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
 نوش کن جام شراب یک منی
 گر لاش نمود راه قلاش
 هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
 رنج تن دور از تو ای تو راحت جان های ما
 ای زیان و ای زیان و ای زیان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
چگونه جان به سلامت از این وطن ببری؟

اگر سفر بكنی رو به آفتاب نشست
ترا كه می بلعد گورهای ضربدری

ولو سر همه گی گرم گوشه ها باشد
چگونه گریه كنی در اتاق ده نفری؟

وطن نه مادر من بود نه برادر تو
چقدر سر بنهم روی بالش پدری؟

چقدرها من و تو مبتلا به تكرار ایم
چرا نمی شود این روزها شبی سپری؟

هزار « مرمی » و « دیدو » قرار می یابد
به سینه ات كه از اعضای خویش بی خبری

تمام زنده گی ات جیب های سوراخ ات
چگونه می روی از هر دكان كفن بخری

فقط بگویی تو قرضدار او بودی
رها نكرد ردت را همیشه در به دری

كدام شهر ترا می شناسد این گونه
نه صورتی و نه دستی، نه پایی و نه سری؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *