+ - x
 » از همین شاعر
1 نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
2 جلوه ساقی
3 بنگر آن ماه روی باده فروش
4 در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
5 هوشم ربوده ماه قدح نوشی
6 همچو نی می نالم از سودای دل
7 ای مشک سوده گیسوی آن سیمگون تنی ؟
8 بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند (پیر هرات)
9 نه به شاخ گل نه به سرو چمن پبچیده ام
10 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن

 » بیشتر بخوانید...
 چهارم
 اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
 بر شکرت جمع مگس ها چراست
 گریه ی انگور ها در جام ها
 گل شب بو زنم در گیسوانم
 پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
 ما ز یاران چشم یاری داشتیم
 بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
 باز دنیای مرا نالید و رفت
 نور امید

۴.۱
امتیاز: ۴.۱ | مجموع آراء: ۱۱

نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
به آزار دلم کوشد دلازاری که من دارم
وگر دل را به خدای رهانم از گرفتاری
دلازاری دگر جوید دل زاری که من دارم
به خک من نیفتد سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
گهی خاری کشم از پا گهی دستی زنم بر سر
بکوی دلفریبان این بود کاری کهمن دارم
دل رنجور من از سینه هر دم می رود سویی
ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم
ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد
هلکم می کند آخر پرستاری که من دارم
رهی آنمه بسوی من بچشم دیگران بیند
نداند قیمت یوسف خریداری که من دارم


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سیدضمیر هاشمی:

این شعر به حال من سروده شده....این شعر به حال من سروده شده....




احمد صمیم جباری :

یگانه آهنگ احمد ظاهر که با هر بار شنیدنش دیوانه میشوم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *