+ - x
 » از همین شاعر
1 امشب اتاق، باز دهان باز كرده است
2 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
3 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
4 به ماه چاردۀ پشت بام می مانی
5 دلت گرفته؟ از این پنجره بزن بیرون
6 سرنوشت هرچه سگ دیدم به من سر می خورد
7 لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
8 ای كاش كه خدا دمِ در می گذاشت ام!
9 كه سرنوشت حنا داشت خون من به كف ات
10 شاید بهترین شعرها را قورباقه ها خوانده باشند

 » بیشتر بخوانید...
 امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
 وقتی میان فاجعه و درد میشوی
 کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
 گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست
 سحر بلبل حکایت با صبا کرد
 پیش از شیوع چشم تو اینجا اجل نبود
 می رسد یوسف مصری همه اقرار دهید
 مغتنم گیرید دامان دل آگاه را
 چو می بینی که رهزن کاروان کشت
 ذهن کوچه گشت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به رجاله های ادبی


گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما
من متاعی هم نمی بینم ولی حق از شما

هیزم خشك تنور طبع های تان شویم
گرمی بازار و نان و رنگ و رونق از شما

زنده گی یك بار بود آن را جهنم ساختید
ما و قبر كوچكی، فردوس، مطلق از شما

انزوای كوچكی داریم پامالش كنید
ترك تازی ها و میدان معلق از شما

مایه بخشی های حاكم، شهرت بی حد و مرز
كیسه ی زر، كاسه ی زر، اسب ابلق از شما

ما و « تاریخ جنون »، دنیای « مسخ » و « بوف کور »
ادعای فتح خیبر، بدر و خندق از شما

ای « خوارج » از حدود عقل، یك شب ناگهان
می شود فرق ركوع شاعری شق از شما

ما و بوی شامگاه نان، محل كودكی
« ازبكستان » و حدود « روس » اسبق از شما

ما به پای دارو گشت از حنجرود تان بلند
یك دروغ محض - فریاد اناالحق - از شما

ما و طعم چای سبز و گوشه ی دنج مزار
شیشه ی مشروب و یاری هم چو زنبق از شما

ما و بن بستی ترین انسان در این عصر عبوس
رتبه ی عالی، رفیقان موفق از شما

هر كسی مدغم شود در جمع تان بعد از دو روز
می شود با یك جهان اندوه، مشتق از شما

ما نمی ترسیم از چیزی و می ترسیم از این:
عاقبت دنیا بسازد چند « اخمق » از شما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *