+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
2 علف شدم لبِ كلكین و یار، سم پاشید
3 كجاست عمر، صعود سریع اعداد است
4 از بی كسی نپرس، كه این روزها كسی-
5 افتاده ایم مثل دو تا دست روی هم
6 به خیابان نگاه میكنم
7 پر می كَشی پرندۀ زیبا كجا ... به خیر؟
8 خانم خدا خراب كند خانۀ ترا
9 رو به روی تو زبانم بند می ماند عزیز!
10 چقدر با كلمات درنده ور بروم؟

 » بیشتر بخوانید...
 ایا هوای تو در جان ها سلام علیک
 اگر تو نیستی در عاشقی خام
 نه من دیگر نمی خندم
 لحظه ای قصه کنان، قصهٔ تبریز کنید
 ز مهجوران نمی جویی نشانی
 همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی
 بر آن بودم که فرهنگی بجویم
 دشمن به غلط گفت من فلسفیم
 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
 ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به رجاله های ادبی


گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما
من متاعی هم نمی بینم ولی حق از شما

هیزم خشك تنور طبع های تان شویم
گرمی بازار و نان و رنگ و رونق از شما

زنده گی یك بار بود آن را جهنم ساختید
ما و قبر كوچكی، فردوس، مطلق از شما

انزوای كوچكی داریم پامالش كنید
ترك تازی ها و میدان معلق از شما

مایه بخشی های حاكم، شهرت بی حد و مرز
كیسه ی زر، كاسه ی زر، اسب ابلق از شما

ما و « تاریخ جنون »، دنیای « مسخ » و « بوف کور »
ادعای فتح خیبر، بدر و خندق از شما

ای « خوارج » از حدود عقل، یك شب ناگهان
می شود فرق ركوع شاعری شق از شما

ما و بوی شامگاه نان، محل كودكی
« ازبكستان » و حدود « روس » اسبق از شما

ما به پای دارو گشت از حنجرود تان بلند
یك دروغ محض - فریاد اناالحق - از شما

ما و طعم چای سبز و گوشه ی دنج مزار
شیشه ی مشروب و یاری هم چو زنبق از شما

ما و بن بستی ترین انسان در این عصر عبوس
رتبه ی عالی، رفیقان موفق از شما

هر كسی مدغم شود در جمع تان بعد از دو روز
می شود با یك جهان اندوه، مشتق از شما

ما نمی ترسیم از چیزی و می ترسیم از این:
عاقبت دنیا بسازد چند « اخمق » از شما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *