+ - x
 » از همین شاعر
1 باز می بیند لبانم خالی از سیگار نیست
2 چرا به خاطر گُل هر چه خار را بوسید؟
3 افتاده ایم مثل دو تا دست روی هم
4 اگر به كوچه و یا خانه ریخت خونم بود
5 با شعر، با شراب عجب گیر كرده ام
6 ای پرتگاه دور از دسترس من!
7 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
8 تا آسمان دلش سر و سامان گرفته است
9 خانم خدا خراب كند خانۀ ترا
10 آتشی بر هستی تریاك و تنباكو بكش

 » بیشتر بخوانید...
 اندیشه را زبان گواراست پارسی
 گفتی که باز، بسته ی زنجیر می شویم
 رجب بیرون شد و شعبان درآمد
 مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین
 کوچ و غربت
 آن ماه کو ز خوبی بر جمله می دواند
 کون خر را نظام دین گفتم
 برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
 یا ساقی اسقنی براح
 چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چقدر با كلمات درنده ور بروم؟
و از دری كه سرم دور خورده در بروم

میانۀ من و مردم خراب تر شده است
كجا دوباره بیایم اگر سفر بروم

وسایلت همه یك بار مصرف اند، بمان
مرا به آب بریزند و من هدر بروم

بالآخره سر هر قطره یی به سد خورده
چگونه با تو لب رودها چكر بروم

به كاسۀ سر من آب داده اند مرا
كجاست حوصله اش...؟ تا دوباره سر بروم

میان ماندن و رفتن مرا رها كردی
بگو بمانم! یا از تو بی خبر بروم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *