+ - x
 » از همین شاعر
1 تا آسمان دلش سر و سامان گرفته است
2 كجاست عمر، صعود سریع اعداد است
3 می بوسم آن قدر كه تو از حال می روی
4 شاید بهترین شعرها را قورباقه ها خوانده باشند
5 یا خیره می شویم به رنگ پیاله ها
6 می خواستم كه زنده بمانم وطن نبود
7 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا
8 لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
9 در من گورستان عزازده ییست
10 دلت گرفته؟ از این پنجره بزن بیرون

 » بیشتر بخوانید...
 برخاستن
 بدار دست ز ریشم که باده ای خوردم
 صندوق رأی
 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
 شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
 دنیا دوباره روی سرم پا به پای تو
 آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد
 بگردان ساقیا آن جام دیگر
 آن خواجه اگر چه تیزگوش است
 ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
خلاف شرع، شرنگ و شرنگ رقصیدی

كنار قبر رفیق ات نشسته بنگ زدی
و بی ملاحظه مست و ملنگ رقصیدی

به جان جعبه زدی طبل جبهه رفتن را
و پشت پازده، بر نام و ننگ رقصیدی

شب عروسی خونین خواهرانت را
به چهره شرم، به شانه تفنگ رقصیدی

به موضعی كه پر از مرگ بود شاجور ات
به روی مردۀ من حین جنگ رقصیدی

دو پا به ماین سپردی دو دست سینه زدی
که « یا حسین چه حال است؟ » لنگ رقصیدی



مهم نبود كه برد و كه باخت دیوانه!
در این میانه فقط تو قشنگ رقصیدی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *