+ - x
 » از همین شاعر
1 ای پرتگاه دور از دسترس من!
2 امشب گناهكار ترینم ای آسمان!
3 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
4 گاهی بر جنازۀ دختر جوانی می گریم
5 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
6 با جزئیات تازه یی برگشته بودم...
7 ندیده است كه چشمم سیاهچال شده
8 در را كه محكم بر رویت می بندی
9 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
10 این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل

 » بیشتر بخوانید...
 ديدۀ من آشنای روی نيکويت نبود
 جان و جهان! دوش کجا بوده ی
 ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
 باده ی عرفان
 از اضغاث احلام یک ملاّ
 خه از کجات پرسم چونست روزگارت
 طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم
 روم به حجره خیاط عاشقان فردا
 گله از سختی ایام بگذار
 ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

می بوسم آن قدر كه تو از حال می روی
با رو خزیده تا لب پرچال می روی

سرگرم گریه هستی و باران نمی شود
در فكر بی بهاری امسال، می روی

می گریی از دروغ سرت گیچ می رود
شاید دوباره بر سر من چال می روی

میترسی از جنون زده گی های من دو لب -
غرق نشان بوسه و تبخال می روی

در چشم من زمین و زمان زلف می شود
وقتی كه پشت چادری و شال می روی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *