+ - x
 » از همین شاعر
1 لبِ تنهایی ات بنشین خیابان را تماشا كن
2 از بی كسی نپرس، كه این روزها كسی-
3 از او فقط غبار فقط دود مانده است
4 استاده باش روی گپت از اول نگو
5 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت
6 پس از مدتی اندوهیدن
7 یک شعر بی شرمانه عاشقانه
8 چه خوب است سگ جای انسان بروید
9 ماهی ها در ماهی تابه مستی میكنند
10 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی

 » بیشتر بخوانید...
 ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده
 هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
 ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می شد
 در دل را بروی کس نبستم
 ز آهم مجویید تأثیر را
 پیوند
 شعر ناتمام
 دل در غم عشق تو برومند بود
 چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم
 روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
عاقبت خسته ست هر عابر كه از من بگذرد

هیچ می دانی چه خواهد شد در آن سوی جنون
شاید از جان بگذرد، شاعر كه از من بگذرد

یوسف تقدیر من هرگز زلیخایی نشد
سالها شد نیست یك تاجر كه از من بگذرد

رفتم و سر را به او تسلیم كردم دوستان!
من خطر كردم به این خاطر، كه از من بگذرد

من نمیخواهم كه یك عمر او دچار من شود
وقت دادم تا دمِ حاضر كه از من بگذرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *