+ - x
 » از همین شاعر
1 خواب پریشان و زکام و کابوس و غم عشق و نان و از این قبیل
2 كو عینكم كه بنگرم ات كو عصای من؟
3 لامپ ها دنیای مرا روشن نمی توانند
4 از او فقط غبار فقط دود مانده است
5 یا خیره می شویم به رنگ پیاله ها
6 در نان من چه ریخته بودی نمك حرام!
7 چرا به خاطر گُل هر چه خار را بوسید؟
8 ببین چه سرخ چه سبز و سیاه كشته شدیم
9 در را كه محكم بر رویت می بندی
10 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟

 » بیشتر بخوانید...
 هجدهم
 این کهنه رباط را که عالم نام است
 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
 گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو
 تجدید سحرکاری ست در جلوه زار عنقا
 آواز شبانه برای کوچه ها
 تو هر چند صدری شه مجلسی
 از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
 سی و دوم
 قلب همت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
تنهایی ام را چشم بر دیوار می دوزم

كو آفتابی تا بتابد رو به گور من؟
افسرده و دلسردم از این وضع مرموزم

شب ها كنار قرص های خواب بیدارم
ای نازنین! خوب است غافل باشی از روزم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *