+ - x
 » از همین شاعر
1 ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
2 خانم خدا خراب كند خانۀ ترا
3 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
4 با شعر، با شراب عجب گیر كرده ام
5 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
6 ندیده است كه چشمم سیاهچال شده
7 لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
8 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
9 تو صبحهای بهاری پرنده گان تو ام
10 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی

 » بیشتر بخوانید...
 چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را
 نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
 ز نور شمع من بزم رقیبان روشن است امشب
 منه از کف چراغ آرزو را
 گوهر مخزن اسرار همان است که بود
 خویش را تا در تو پیوندی زدم افگار شد
 گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
 هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
 چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی
 کم کن طمع از جهان و می زی خرسند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

كو عینكم كه بنگرم ات كو عصای من؟
تا سایه یی سفر بكند پا به پای من

كو حافظه؟ به یاد بیارم ترا كمی
یك لحظه فكر كن كه تو باشی به جای من

یك عمر شد كه هیچكسی نیست بنگرد
زخم است خوردن من و خون است چای من

من بد ولی بیا كه ترا بنگرم كمی
ای نازنین چه دیده ای از چشم های من؟

هر كس كه خوب بود خیال تو می كنم
اما تو نیست هیچ كسی از برای من

كو جای كوچكی كه در آن گم شوم بگو؟
وقتی شده تمام زمین انزوای من

آنگاه دست می كشم از تو كه نیستم
یعنی مرا « حلال » بكن از قفای من

راضی ستم از این كه خدا با تمام خشم
پُر كرده است چشم ترا با خلای من

ای جبر بی اراده و ای پستی بلند!
دیگر بگو چه كار كنم، ای خدای من!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *