+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر به كوچه و یا خانه ریخت خونم بود
2 این بار بمان كه شب درازی بكند
3 ماهی ها در ماهی تابه مستی میكنند
4 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
5 این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل
6 فریاد می زنم كه ای آدم ها! در نطفه بسته اند دهانم را
7 گنجشك های هر درختی مرده در جیبم
8 یا خیره می شویم به رنگ پیاله ها
9 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا
10 تا آسمان دلش سر و سامان گرفته است

 » بیشتر بخوانید...
 دم
 منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
 ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
 راز تو فاش می کنم صبر نماند بیش از این
 در بی زری ز جبههٔ اخلاق چین گشا
 کردم رقم به کلک نفس مد ناله را
 اندرآمد شاه شیرینان ترش
 بلبل نگر که جانب گلزار می رود
 ای ظریف جهان سلام علیک
 با ارغنون شکسته

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

علف شدم لبِ كلكین و یار، سم پاشید
سكوت سرخ لبانش مرا ز هم پاشید

نظام یخ زدۀ زند ه گی من از هم
به كوچه هایش در اولین قدم پاشید

نخواند فاتحه یی تا كه شاد باشم از اش
به خاك! اگر دگران خاك بر سرم پاشید

به « تكیه خانه » روان شد سیاه پوشیده
به سینه عطری از اشعار محتشم پاشید

ندیده بود كه من چشم های او شده ام
گریست خون مرا بر درِ حرم پاشید...


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *