+ - x
 » از همین شاعر
1 از او فقط غبار فقط دود مانده است
2 به خیابان نگاه میكنم
3 ای روزگار! نگذری از آبروی من
4 غمت بهانۀ خوبی برای خودكُشی است
5 خواب پریشان و زکام و کابوس و غم عشق و نان و از این قبیل
6 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
7 ببین چه سرخ چه سبز و سیاه كشته شدیم
8 نه خواب باشم و نه كارهای خوب كنم
9 سارا! لباس های كثیفم نشُسته ماند
10 ندیده است كه چشمم سیاهچال شده

 » بیشتر بخوانید...
 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
 دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
 پری دریایی
 شور نوا
 هله نومید نباشی که تو را یار براند
 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
 نگویی بهر دنیا گریه کردم
 ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
 سوی عدم اگرچه ز جور تو پر زدم
 تصویر بغض

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

چه خوب است سگ جای انسان بروید
كثافت به جای درختان بروید

سحرگاه در جای این قدر خورشید
گُلِ حادثه در خیابان بروید

خدایا! چه حالی شود در ده ما
اگر گندمی جای دندان بروید

چه حاجت به پیراهنی كه ندارم
اگر خانۀ « جوله » در جان بروید

چه زیباست در كوچه ها پا برهنه
هزاران بیابان مغیلان بروید

چه سالیست سالی كه در باغ ها زاغ
به جای بهار و زمستان بروید

به من چی، به من چی؟ اگر خار یا گُل
اگر این بروید اگر آن بروید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *