+ - x
 » از همین شاعر
1 كجاست عمر، صعود سریع اعداد است
2 پس از مدتی اندوهیدن
3 ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
4 در نیمه شب تعطیلی ام
5 امشب اتاق، باز دهان باز كرده است
6 شنا كن مسیر رودی را كه از چشم های كوه شروع شد
7 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
8 ای كاش كه خدا دمِ در می گذاشت ام!
9 ای كاش! ابر باشم و بارانی ات شوم
10 افتاده ایم مثل دو تا دست روی هم

 » بیشتر بخوانید...
 دلا تا نازکی و نازنینی
 دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم
 هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
 اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی
 پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
 بشکن قدح باده که امروز چنانیم
 چو عشق را تو ندانی بپرس از شب ها
 از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
 تنی داری بسان خرمن گل

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای كاش كه خدا دمِ در می گذاشت ام!
تا روی كفش های تو سر می گذاشتم

یا مثل برفهای زمستان « پارسال »
بر رنگ گونه هایت اثر می گذاشتم

یا بسته قوغ سگرت خود را شب فراق
چون مرهمی به زخم جگر می گذاشتم

این كار و روزگار و غمِ نان خانه را
در آخر قضا و قدر می گذاشتم

كی این چنین مسافر و بدبخت می شدم؟
گر پای، روی شوق سفر می گذاشتم

این سرنوشت سادۀ خود را، دو دسته كاش!
در اختیار اصل نفر می گذاشتم

این درد نام و ننگ و نمی دانم...آن چه هست
در كودكی به پای پدر می گذاشتم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *