+ - x
 » از همین شاعر
1 استاده باش روی گپت از اول نگو
2 نی شعر مانده نی كشش گونۀ گُلی
3 امشب اتاق، باز دهان باز كرده است
4 از بی كسی نپرس، كه این روزها كسی-
5 شاید بهترین شعرها را قورباقه ها خوانده باشند
6 ماهی ها در ماهی تابه مستی میكنند
7 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت
8 تمام كوچه ها
9 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
10 از او فقط غبار فقط دود مانده است

 » بیشتر بخوانید...
 بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
 فرضیه
 یکی مطرب همی خواهم در این دم
 مست رسید آن بت بی باک من
 اینجا دلی ز آینه محروم شد، رفیق
 حسن تو همیشه در فزون باد
 غزل شکست ،زگلخانه ی ترانه ی من
 سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
 غزلی در نتوانستن
 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل
تا پیش من كشیده شود پای ماه گُل

با آن كه نیست یك اثر از او در این دیار
هر شام می روم به تماشای ماه گُل

دیشب دلش گرفت در این جا ولی نشد
امشب گریستم به خدا جای ماه گُل

گفتم عزیز! وقت خداحافظی رسید
دیدم پرید رنگ ز سیمای ماه گُل

انداختم تمام دلم را به یادگار
آهسته در خریطۀ سودای ماه گُل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *