+ - x
 » از همین شاعر
1 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
2 ای كاش! ابر باشم و بارانی ات شوم
3 دوباره خسته خسته است و سوی كار می رود
4 باز می بیند لبانم خالی از سیگار نیست
5 شاید بهترین شعرها را قورباقه ها خوانده باشند
6 ای پرتگاه دور از دسترس من!
7 ماه امشب كاملن بر چهره ات تابیده بود
8 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
9 دكمه دكمه می شرمم چاك سینه هایت را
10 یک شعر بی شرمانه عاشقانه

 » بیشتر بخوانید...
 نگفتمت مرو آنجا که مبتلات کنند؟
 هر که چون پروانه از خود سوختن پروا نکرد
 حرف ناگفته گفتنی دارد
 گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
 عکس
 طواف کعبه دل کن اگر دلی داری
 جان جان هایی تو جان را برشکن
 ای تو امان هر بلا ما همه در امان تو
 شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

هر چند لحظه لحظه دلش شور می زند
از شرم دست های مرا دور می زند

بگذار تا بنوشم از این چشمۀ شراب
یك روز چشمهای ترا مور می زند

ماهی دلش گرفته كه در آب خویش را
بسیار بی ملاحظه در تور می زند

كودك اگر درست بفهمد كه درد چیست
كی دست را به خانۀ زنبور می زند

آدم خریست كه همۀ عمر خویش را
در راه خشك و خالی آخور می زند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *