+ - x
 » از همین شاعر
1 در نان من چه ریخته بودی نمك حرام!
2 ای كاش كه خدا دمِ در می گذاشت ام!
3 كنار آمده ام با تمام غم هایم
4 موسیچه از ضیافت باران گریخته
5 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی
6 هیچ چوچه سگی چرا با كفشهای من شوخی نمی كند
7 كه سرنوشت حنا داشت خون من به كف ات
8 تمام كوچه ها
9 ای كاش! ابر باشم و بارانی ات شوم
10 گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما

 » بیشتر بخوانید...
 گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
 کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
 ایها العشاق آتش گشته چون استاره ایم
 تو رونقی به نغمه غیجک می شوی
 ای خفته به یاد یار برخیز
 بر سر آتش تو، سوختم و دود نکرد
 مرحبا ای پرده تو آن پرده ای
 چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا
 تعال یا مدد العیش و السرور تعال
 حضرت بوش

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

...استاده باش روی گپت از اول نگو
هر كس كه گفت، گفت، تو حرف از عمل نگو

بن بست ها چو بر سر راهت نشسته اند
در راه خود برو به كسی راهِ حل نگو

در این زمان سلام كسی بی دلیل نیست
ساده نباش زهر زبان را عسل نگو

دیوانه جان! برو دل پر درد و داغ را
با رد پای رهگذرانِ محل نگو

این شعر را كه تكه كنی شعر دیگریست
دیوانه جان! به خاطر مردم غزل نگو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *