+ - x
 » از همین شاعر
1 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
2 از او فقط غبار فقط دود مانده است
3 مثل یک بوتل ودکای پس از خوردن بود
4 چقدر با كلمات درنده ور بروم؟
5 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا
6 سرنوشت هرچه سگ دیدم به من سر می خورد
7 فریاد می زنم كه ای آدم ها! در نطفه بسته اند دهانم را
8 گاهی بر جنازۀ دختر جوانی می گریم
9 ماهی ها در ماهی تابه مستی میكنند
10 هیچ چوچه سگی چرا با كفشهای من شوخی نمی كند

 » بیشتر بخوانید...
 در این سرما سر ما داری امروز
 به خیابان نگاه میكنم
 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
 افدی قمرا لاح علینا و تلالا
 خانم خدا خراب كند خانۀ ترا
 دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
 کفن در زندگی در سر کشيدن کار رندانست
 سرنوشت هرچه سگ دیدم به من سر می خورد
 عشق تو نهال حیرت آمد
 شهری گم شده است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

امشب گناهكار ترینم ای آسمان!
زندانی زمان و زمینم ای آسمان

من لایقِ كدام عذابم؟ كه مرگ را؛
با دست های خود بگزینم ای آسمان

بر چشم و چهره یی كه پر از مهربانی اند
من با كدام چشم ببینم ای آسمان

دستان من به عاطفۀ ماه لطمه زد
من یك پلید پست لعینم ای آسمان

آه! اعتراف بیش تر از این ... من آمدم
در پای پاسُخت بنشینم ای آسمان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *