+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
2 یا خیره می شویم به رنگ پیاله ها
3 در نان من چه ریخته بودی نمك حرام!
4 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
5 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
6 نی شعر مانده نی كشش گونۀ گُلی
7 در نیمه شب تعطیلی ام
8 می خواستم كه زنده بمانم وطن نبود
9 آه! من خسته ام از این همه شاعر بودن
10 تلخ افتاد

 » بیشتر بخوانید...
 بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
 الا ای طوطی گویای اسرار
 نباشد بی عصا امداد طاقت پیکر خم را
 به افسوس و به حرمان گشته يی يار
 خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
 ای ز گلزار جمالت یاسمین پا کوفته
 ز جام ساقی باقی چو خورده ای تو دلا
 الا ای با د شبگیری پیام من به دلبر بر
 ولی اینگونه نی
 گر علم خرابات تو را همنفسستی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

... كه سرنوشت حنا داشت خون من به كف ات
مرا بكُش! كه رسیدم به آخرین هدف ات

مرا ندیده ای ای وا، مرا نمی بیند
چه كار می كند این چشم های بی شرف ات؟

تو بید كوچكی استی ولی به موهایم
چه بادهای عظیمی وزیده از طرف ات

تو مثل مادری استی كه رنج می بری از
به كوچه گُم شدن بچه های ناخلف ات

مرا كه غول بیابانی ام چه می گویی؟
« اگر تو بره نبودی نمی شدم علف ات »


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *