+ - x
 » از همین شاعر
1 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت
2 اگر به كوچه و یا خانه ریخت خونم بود
3 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
4 كو عینكم كه بنگرم ات كو عصای من؟
5 علف شدم لبِ كلكین و یار، سم پاشید
6 رو به روی تو زبانم بند می ماند عزیز!
7 در جاده ها رها كن حالا مسافرت را
8 به قدری از تو بیزارم كه این دیوار و در از من
9 تلخ افتاد
10 ای پرتگاه دور از دسترس من!

 » بیشتر بخوانید...
 هزار جهد بکردم که یار من باشی
 من ضرب تیغ ابروی نازت شمرده ام
 دیدی که چه کرد آن یگانه
 نباشد عیب پرسیدن، ترا خانه کجا باشد
 شدست نور محمد هزار شاخ هزار
 به افسوس و به حرمان گشته يی يار
 مرغ خانه با هما پر وا مکن
 در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
 بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
اصلن چه می شد این كه تو پیدا نمی شدی؟

دیروز دیدمت كه در آیینه ... بی امان
در زیر گرد و خاك تماشا نمی شدی

یك روز گفته بود: « تو كوهی از آتشی! »
آن روز بین پیرهنت جا نمی شدی

ای مرد نیمه مرگ! بمیرم برای تو
كاش این قدر به قصۀ دنیا نمی شدی

ای كاش كودكیِ ترا گرگ خورده بود
ای كاش هیچ وقت تو بابا نمی شدی

با هیچكس نمیشدی... اصلن « نمی شدند »
مخلوط كرده اند، ترا با « نمی شدی »


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *