+ - x
 » از همین شاعر
1 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
2 یا خیره می شویم به رنگ پیاله ها
3 لامپ ها دنیای مرا روشن نمی توانند
4 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی
5 دلت گرفته؟ از این پنجره بزن بیرون
6 گاهی بر جنازۀ دختر جوانی می گریم
7 لبِ تنهایی ات بنشین خیابان را تماشا كن
8 ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
9 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
10 تا آسمان دلش سر و سامان گرفته است

 » بیشتر بخوانید...
 الا ای با د شبگیری پیام من به دلبر بر
 شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحرکردی
 سبک بنواز ای مطرب ربایی
 جانا بیار باده و بختم تمام کن
 مخمورم پرخواره اندازه نمی دانم
 گلبن عشق تو بی خار آمدست
 دردیدهً من بسکه هوس انگیزی
 باز درآمد طبیب از در ایوب خویش
 شنو پندی ز من ای یار خوش کیش

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
اصلن چه می شد این كه تو پیدا نمی شدی؟

دیروز دیدمت كه در آیینه ... بی امان
در زیر گرد و خاك تماشا نمی شدی

یك روز گفته بود: « تو كوهی از آتشی! »
آن روز بین پیرهنت جا نمی شدی

ای مرد نیمه مرگ! بمیرم برای تو
كاش این قدر به قصۀ دنیا نمی شدی

ای كاش كودكیِ ترا گرگ خورده بود
ای كاش هیچ وقت تو بابا نمی شدی

با هیچكس نمیشدی... اصلن « نمی شدند »
مخلوط كرده اند، ترا با « نمی شدی »


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *