+ - x
 » از همین شاعر
1 هیچ چوچه سگی چرا با كفشهای من شوخی نمی كند
2 این بار بمان كه شب درازی بكند
3 روزی كه او به دور خودش « بیر و بار » داشت
4 با جزئیات تازه یی برگشته بودم...
5 ببین چه سرخ چه سبز و سیاه كشته شدیم
6 گنجشك های هر درختی مرده در جیبم
7 لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
8 یک شعر بی شرمانه عاشقانه
9 می بوسم آن قدر كه تو از حال می روی
10 مثل یک بوتل ودکای پس از خوردن بود

 » بیشتر بخوانید...
 ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی
 چمن جز عشق تو کاری ندارد
 اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
 کل عقل بوصلکم مدهش
 بازم صنما چه می فریبی تو
 ز بحر لا در اسرار منصور
 بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
 آه دریا دریا!
 ماجرای این و آن
 نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
اصلن چه می شد این كه تو پیدا نمی شدی؟

دیروز دیدمت كه در آیینه ... بی امان
در زیر گرد و خاك تماشا نمی شدی

یك روز گفته بود: « تو كوهی از آتشی! »
آن روز بین پیرهنت جا نمی شدی

ای مرد نیمه مرگ! بمیرم برای تو
كاش این قدر به قصۀ دنیا نمی شدی

ای كاش كودكیِ ترا گرگ خورده بود
ای كاش هیچ وقت تو بابا نمی شدی

با هیچكس نمیشدی... اصلن « نمی شدند »
مخلوط كرده اند، ترا با « نمی شدی »


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *