+ - x
 » از همین شاعر
1 گرگی بیرون می آید از غار
2 دكمه دكمه می شرمم چاك سینه هایت را
3 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی
4 می بوسم آن قدر كه تو از حال می روی
5 ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
6 اگر به پای تو بستند زنگ، رقصیدی
7 امشب اتاق، باز دهان باز كرده است
8 آتشی بر هستی تریاك و تنباكو بكش
9 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
10 این افعال كمكی برایت هیچ كاری نكرد

 » بیشتر بخوانید...
 چندان حلاوت و مزه و مستی و گُشاد
 بربند دهان از نان کمد شکر روزه
 بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم
 به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
 به شهبازان قربش آشيان بی آشيانی ها
 مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است
 تو هر روزی از آن پشته برآیی
 کفن در زندگی در سر کشيدن کار رندانست
 دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
 غزل بزرگ

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
اصلن چه می شد این كه تو پیدا نمی شدی؟

دیروز دیدمت كه در آیینه ... بی امان
در زیر گرد و خاك تماشا نمی شدی

یك روز گفته بود: « تو كوهی از آتشی! »
آن روز بین پیرهنت جا نمی شدی

ای مرد نیمه مرگ! بمیرم برای تو
كاش این قدر به قصۀ دنیا نمی شدی

ای كاش كودكیِ ترا گرگ خورده بود
ای كاش هیچ وقت تو بابا نمی شدی

با هیچكس نمیشدی... اصلن « نمی شدند »
مخلوط كرده اند، ترا با « نمی شدی »


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *