+ - x
 » از همین شاعر
1 سارا! لباس های كثیفم نشُسته ماند
2 نه خواب باشم و نه كارهای خوب كنم
3 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت
4 چرا به خاطر گُل هر چه خار را بوسید؟
5 این بار بمان كه شب درازی بكند
6 كجاست عمر، صعود سریع اعداد است
7 چه خوب است سگ جای انسان بروید
8 فریاد می زنم كه ای آدم ها! در نطفه بسته اند دهانم را
9 این افعال كمكی برایت هیچ كاری نكرد
10 ای كاش! ابر باشم و بارانی ات شوم

 » بیشتر بخوانید...
 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
 چون خانه روی ز خانه ما
 فقط و فقط تو را
 وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
 دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
 می دان که زمانه نقش سوداست
 تو جان مایی، ماه سمایی
 خم نیرنگ
 بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی دانی
 ای روی مه تو شاد خندان

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۲

ای كاش! این قَدر تك و تنها نمی شدی
اصلن چه می شد این كه تو پیدا نمی شدی؟

دیروز دیدمت كه در آیینه ... بی امان
در زیر گرد و خاك تماشا نمی شدی

یك روز گفته بود: « تو كوهی از آتشی! »
آن روز بین پیرهنت جا نمی شدی

ای مرد نیمه مرگ! بمیرم برای تو
كاش این قدر به قصۀ دنیا نمی شدی

ای كاش كودكیِ ترا گرگ خورده بود
ای كاش هیچ وقت تو بابا نمی شدی

با هیچكس نمیشدی... اصلن « نمی شدند »
مخلوط كرده اند، ترا با « نمی شدی »


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *