+ - x
 » از همین شاعر
1 تنهایی
2 کبریت شکسته ء غروب
3 جمجمه های پوسیده نیاکان
4 زندگی
5 آیینه ها
6 خاک بی خاکی
7 سوگیانه
8 مصیبت هشیاری
9 برادران من
10 شعر بلند اندام تو

 » بیشتر بخوانید...
 صدایی در شب
 بهار
 آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم
 سرود ابراهیم در آتش
 شعر بلند اندام تو
 خسته
 گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی
 از عموهایت
 آيينه را به پيش دهانم مياوريد
 پری دریایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سایه ساز تیره ی تاریخ

ای سرزمین من
ای زخم های باز تو فواره های خون
باغ کدام عاطفه تاراج گشته است
چون روی دامنت
یک آسمان ستاره ی خونین
افتاده روی خاک
ای سرزمین من
بر زخمهای باز تو من دست می کشم
من از گلوی قرن
فریاد خون گرفته ی صد ها جوانه را
در ذهن زندگی
بیدار می کنم

من گریه های سوگ هزاران ستاره را
با چشم آفتاب
آغاز می کنم
ای سرزمین من
وقتی که زندگی
از جاده های خون
با گاری شکسته ی سنگین اظطراب
تا سرزمین هیچ
پیموده می شود
در قاب های خالی دروازه های شهر
غول هزار فاجعه لبخند میزند
ای سرزمین من
آن کیست
کیست
کیست
پشتاره های شرم
افگنده روی دوش
در سایه های تیره ی تاریخ
ایینه اش تمامی ابعاد مرگ را
در برگرفته است


شهر کابل
بهار 1373
برگرفته از تصویر بزرگ آیینه کوچک


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *