+ - x
 » از همین شاعر
1 شعر بلند اندام تو
2 برادران من
3 مصیبت هشیاری
4 سوگیانه
5 با ارغنون شکسته
6 جمجمه های پوسیده نیاکان
7 خاک بی خاکی
8 کبریت شکسته ء غروب
9 آیینه ها
10 زندگی

 » بیشتر بخوانید...
 ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می روی
 مرد درخت
 خلاصه دو جهان است آن پری چهره
 جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
 هوای وصل جانام گرفته است
 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
 آزادی
 تو بیا
 جان آمده در جهان ساده
 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

شعر بلند

شعر بلند اندام تو
در حافظه ی داغ سرانگشتان من جاریست

شعر بلند اندام تو
هر بار که با افاعیل یک بوسه
در وزن سنگین همی آغوشی
سروده می شود

من در اندیشه ی آنم
که افاعیل هزار و یک بوسه ی دیگر را
چسان در وزنهای ناشناخته ی دور
تجربه کنم


شهر پشاور
جولای دوهزار
برگرفته از تصویر بزرگ آیینه کوچک


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

افسانه:

باسلام ودرودبرشماآقای برادرگرامی
باتشکراززحماتت من ازنوشته هاتون خیلی لذت بردم واقعاخسته نباشید...
آرزومندسربلندیت داداش عزیز....




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *