+ - x
 » از همین شاعر
1 باز سردار دگر را کشتند
2 زمستان
3 ترا یک مشت میخواهم
4 اغوا
5 شب
6 خاطره ها
7 سرنوشت باغ
8 آزادگی
9 کارخانه ی ستم
10 بدخشانم

 » بیشتر بخوانید...
 ای دیده من جمال خود اندر جمال تو
 انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
 تا بیکران خالی
 پل
 ای به انکار سوی ما نگران
 شاید بهترین شعرها را قورباقه ها خوانده باشند
 ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
 هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی
 یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده
 هنوز قامت مستت روان زیباییست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در نیمه های شب
گاهی که خواب از نگه ات می شود نهان
در ها بسوی خاطره ها باز می شوند
تصویر های خوب
تصویر های زشت
چشمک زنان به چشمه ی چشمان فکرما
یک باره میکنند
چون ماهیان شنا
هر یک گلی بدست
گل های یاسمین
گل های کاغذین
این یک دماغ پرور و آن یک دماغ کُش
هریک ادای خدمت دیرینه میکنند
این با پیام ناخوش و آن با پیام خوش
این سرنوشت ماست
آری که بی گمان
درجیب لحظه ها که حیات تو و من اند
انبارکشت ماست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *