+ - x
 » از همین شاعر
1 جادوگر و جاسوس
2 هر قدر دردی که داری در دلم آتش بزن
3 بی خبر
4 کوچه گرد
5 قصه کن! صد قصه کن اما مگو آن قصه را
6 مشکل
7 یک سخن در عشق دایم قابل یادآودریست:
8 خسته
9 بکش بر دوش یا بر دار ما را
10 دارو

 » بیشتر بخوانید...
 دل دریا سکون بیگانه از تست
 آمد و رفت
 شنودم من که چاکر را ستودی
 بر فراز بلند ترین کوه رفتم
 پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
 هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
 تردید
 گر تیغ بارد در کوی آن ماه
 سنگ شکاف می کند در هوس لقای تو
 درآ که در دل خسته توان درآید باز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من چنینم او چنان اما چنینی همچنان
عشق ای عشق پدر لعنت همینی همچنان

قاتل هابیل و قابیلی ولی با این همه
ناز نازی چون همیشه نازنینی همچنان

مثل یک شعر قدیمی در رواق یاد ها
با همه تکرار در دل مینشینی همچنان

استخوان ماپر از شب گشته...خاکستر شده
آفرین بر تو که خورشیدآفرینی همچنان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *