+ - x
 » از همین شاعر
1 نوازش
2 بی خبر
3 من چنینم او چنان اما چنینی همچنان
4 هر قدر دردی که داری در دلم آتش بزن
5 قصه کن! صد قصه کن اما مگو آن قصه را
6 یک سخن در عشق دایم قابل یادآودریست:
7 بکش بر دوش یا بر دار ما را
8 بی پناه بادبان
9 جادوگر و جاسوس
10 کوچه گرد

 » بیشتر بخوانید...
 شوی چو واقف راز قدم بدانکه قديمی
 سر بکش سر بکش
 بخش پنجم
 آخر سوب نیست...
 سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
 بسوی ما خبر مختصر ز يار نويس
 از آدم تا بوزینه
 خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
 گر می نکند لبم بیانت

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

هر قدر دردی که داری در دلم آتش بزن
من که میرقصم بیا و بازهم آتش بزن

من که میرقصم...بیا همسایهء تنهای من
سایبان و سایه ام را پشت هم آتش بزن

شاید این آتش چراغ راه لرزانی شود
یک قدم با من برقص و یک قدم آتش بزن

پاره کن دام مرا و هفت اندام مرا
با طنین طبل میدان دم به دم آتش بزن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *