+ - x
 » از همین شاعر
1 دارو
2 قصه کن! صد قصه کن اما مگو آن قصه را
3 نوازش
4 یک سخن در عشق دایم قابل یادآودریست:
5 بی خبر
6 بکش بر دوش یا بر دار ما را
7 بی پناه بادبان
8 جادوگر و جاسوس
9 کوچه گرد
10 مشکل

 » بیشتر بخوانید...
 جانا بیار باده که ایام می رود
 بخش سوم
 یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم
 باز می بیند لبانم خالی از سیگار نیست
 سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
 آمد آمد نگار پوشیده
 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت
 باز سردار دگر را کشتند
 ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم
 رشته ی امید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قصه کن! صد قصه کن اما مگو آن قصه را
بین ما و انزوا بگذار پنهان قصه را

قصهء مفت سر بازار نی...افسانه نیست
قصهء هر قصه پردازی مگردان قصه را

بر زبان... زنهار...ما را تو به کشتن میدهی!
گاهگاهی با نگاهی باز برخوان قصه را





یکشنبه 1385/10/10


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *