+ - x
 » از همین شاعر
1 بی پناه بادبان
2 بکش بر دوش یا بر دار ما را
3 یک سخن در عشق دایم قابل یادآودریست:
4 بی خبر
5 قصه کن! صد قصه کن اما مگو آن قصه را
6 نوازش
7 هر قدر دردی که داری در دلم آتش بزن
8 دارو
9 من چنینم او چنان اما چنینی همچنان
10 خسته

 » بیشتر بخوانید...
 اگر به گلشن ز نازگردد قد بلند تو جلوه فرما
 زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب
 تو بشکن چنگ ما را ای معلا
 سال ها پیروی مذهب رندان کردم
 گلا به روی تو
 تو هم مثل من از خود در حجابی
 امروز دیدم یار را ، آن رونق هر کار را
 چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
 سفر بخير برو
 چهل و دوم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بکش بر دوش یا بر دار ما را
ولی زین خاکدان بردار ما را

بگیر ای عشق در آغوش آتش
چنین سرد دو سیه مگذار ما را

قیام صد سفر تکبیر با ما
فقط یک بار کن بیدار ما را

سه شنبه 1385/10/19


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *