+ - x
 » از همین شاعر
1 کوچه گرد
2 مشکل
3 خسته
4 من چنینم او چنان اما چنینی همچنان
5 دارو
6 هر قدر دردی که داری در دلم آتش بزن
7 نوازش
8 قصه کن! صد قصه کن اما مگو آن قصه را
9 بی خبر
10 یک سخن در عشق دایم قابل یادآودریست:

 » بیشتر بخوانید...
 شکار بوی ارچه
 به شاه نهانی رسیدی که نوشت
 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
 هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
 ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
 لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
 رباعیات امروز
 بیایید بیایید به گلزار بگردیم
 بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
 یک دمی خوش چو گلستان کندم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بکش بر دوش یا بر دار ما را
ولی زین خاکدان بردار ما را

بگیر ای عشق در آغوش آتش
چنین سرد دو سیه مگذار ما را

قیام صد سفر تکبیر با ما
فقط یک بار کن بیدار ما را

سه شنبه 1385/10/19


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *