+ - x
 » از همین شاعر
1 هر قدر دردی که داری در دلم آتش بزن
2 نوازش
3 بکش بر دوش یا بر دار ما را
4 کوچه گرد
5 من چنینم او چنان اما چنینی همچنان
6 دارو
7 یک سخن در عشق دایم قابل یادآودریست:
8 جادوگر و جاسوس
9 خسته
10 قصه کن! صد قصه کن اما مگو آن قصه را

 » بیشتر بخوانید...
 گشته با غير آشنا دل های دل افسوس دل
 ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
 میلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد
 شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
 ای نو بهار عاشقان داری خبر از یار ما؟
 من از ساحل گریزانم
 تبر
 آدمک
 درآ که در دل خسته توان درآید باز
 چون آینه رازنما باشد جانم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ما را بیا به هوش بیاور برای ما
آیینه را به جوش بیاور برای ما

یا پیش از آنکه فصل خموشی فرا رسد
داروی مرگ موش بیاور برای ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *