+ - x
 » از همین شاعر
1 واژه ی پنج حرف
2 تصویرها
3 واژه ها
4 امشب ای دختر انگور به بالین تو ام

 » بیشتر بخوانید...
 هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
 مسلمان فقر و سلطانی بهم کرد
 آیینه بر خاک زد صنع یکتا
 محبت چیست تاثیر نگاهی است
 آشتی
 امشب پریان را من تا روز به دلداری
 ای نو بهار عاشقان داری خبر از یار ما؟
 ساقی به نور باده برافروز جام ما
 می دهد سرمه فسون نرگس شهلای ترا
 سوار برق عمرم ، نیست برگشتن عنانم را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
چو ندانیم ره این قافله فردا به كجاست

لب به پستان گنه آلود تو میمالم
لذتی بیشتر از لذت گناه كجاست

قطره ی كاز سر مژگان تو بر گونه چگد
ز بر گوشه ی لب هات صید بوسه ی ماست

دانه های عرق چاك یخن بین كه چسان
تشنه ی دست نوازش گر و بدنام گناهست

چهره ی كاسه ی خون دل انگور نگر
كه ز خاموشی او قافله ها پر ز صداست

امشب ای دخت گنه كار، گنه كارم كن
كه در آن لوح اثیر هرچه نوشته است رواست




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *