+ - x
 » از همین شاعر
1 هولی روز های پاییز است، دامن باد ها پر از رنگ است
2 دست های تو با همین سرخی روی دستان داغ من شاید
3 یاد ابر های گذشته بخیر
4 آسمان کوچه از مهتاب خالی می شود
5 یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا

 » بیشتر بخوانید...
 بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم
 نه من چين و نه جاپان می روم يار
 فرنگی را دلی زیر نگین نیست
 مرد مسلمان
 چنان مستم چنان مستم من امروز
 هر کی در او نیست از این عشق رنگ
 برای نتوانستن
 جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
 از جهت ره زدن راه درآرد مرا
 خسروانی که فتنه ای چینید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل یک قطعه ابر
سفر می کنم از آسمانت
یاد ابر های گذشته بخیر
که آسمان پنجره ی تانرا نقاشی می کرد
باران
باران
بر سر و دستانت نمی بارم
تا چشم هایت بهانه نگیرند
بگذار قاب پنجره ی تان
بعد از من
آبی بزرگ باشد
تا سبز بمانم برلب هایت :
"یاد آن ابر های گذشته بخیر "


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *